خانهٔ دوره › درس ۸ واژه‌نامه

درس ۸ از ۸ · تغییر در عمل

مداخله، عاملیت و مقاومت ⚔️💪

آخرین درس! این‌جا می‌بینیم که طراحیِ گسترش‌یابنده در دنیای واقعی هرگز آرام و بی‌دردسر پیش نمی‌رود؛ همیشه با مقاومت و کشمکش همراه است — و همین است که آن را زنده و سازنده می‌کند.

🐰 🐰 حرفِ اصلیِ این درس در یک جمله مداخله intervention هیچ‌وقت خنثی و بی‌طرف نیست: عاملیت agency بر سرش دعواست، و مقاومت resistance فقط سنگِ راه نیست — گاهی همان چیزی است که یادگیری را روشن می‌کند.

براون و «آزمایش‌های طراحی»: مسئلهٔ عاملیت

اَن براون Ann Brown در ۱۹۹۲ ایدهٔ «آزمایش‌های طراحی» design experiments را پیشنهاد داد: روشی که هم‌زمان یک نظریهٔ عمومیِ یادگیری بسازد و هم محیط‌های یادگیریِ عامدانه‌طراحی‌شده — چیزی کاملاً متفاوت با سنتِ منفعل و «گیرنده»ی کلاسِ درسِ سنتی. مداخله‌های او «عامدانه چند‌سویه‌درهم‌تنیده» multiply confounded طراحی می‌شدند. انگستروم همین را می‌ستاید: این‌که براون آشفتگی و درهم‌تنیدگیِ پیچیدهٔ واقعیت را همچون ابژهٔ کار می‌پذیرد.

⭐ اما ایرادِ انگستروم به براون: عاملیت براون از دانش‌آموزان همچون designers of their own learning (طراحانِ یادگیریِ خود) و coinvestigators (هم‌پژوهش‌گر) حرف می‌زند و عاملیت را به شکلی «باورنکردنی خیرخواهانه و هماهنگ» benign and harmonious میانِ پژوهش‌گران، معلمان و دانش‌آموزان تقسیم‌شده می‌بیند. در این تصویر، تفاوت‌ها و تنش‌های بنیادی میانِ ابژه‌ها، انگیزه‌ها و نظام‌های فعالیتِ این سه گروه محو می‌شود. حرفِ انگستروم: عاملیت محلِ نزاع است و نابرابر تقسیم می‌شود، نه هماهنگ.

لانگ: مداخله بدون مقاومت وجود ندارد

نُرمن لانگ Norman Long در ۲۰۰۱ می‌گوید مداخله‌ها هرگز بدون کشمکش و مقاومت رخ نمی‌دهند: «مداخله یک فرایندِ دگرگون‌کنندهٔ در‌جریان است که پیوسته با پویاییِ درونیِ خود و با شرایطِ خاصی که با آن روبه‌رو می‌شود یا می‌سازد، بازشکل می‌گیرد.» پس باید راهبردهای کنش‌گرانِ محلی را شناخت: این‌که چطور مداخله را از آنِ خود می‌کنند، دست‌کاری می‌کنند، خنثی می‌کنند یا از هم می‌پاشند. از دیدِ نظریهٔ فعالیت باید در تضادهای تاریخیِ contradictions نهفته در نظام کاوید — همان‌ها که آشفتگی می‌سازند.

🥕 🥕 هویجِ امتیازی — اقتدارِ طراح باید قابلِ‌چالش باشد چون عاملیت محلِ نزاع است، طراح/مداخله‌گر باید فضاهایی بسازد که در آن‌ها اقتدارِ خودش به چالش کشیده شود و ایده‌هایش رد شوند — و این فضاها باید با شیوهٔ کارِ مشارکت‌کنندگان جور باشند، نه بیگانه. این عملاً استدلالِ محکمی برای participatory design (طراحیِ مشارکتی) است: مداخله‌گر یک تسهیل‌گر است، نه یک رئیس.

جلسات آزمایشگاهی همچون خُردجهان

جلساتِ آزمایشگاهی یک شکلِ ترکیبی hybrid بودند از سه چیز: جلساتِ تحویلِ شیفتِ بیمار‌محور + جلساتِ عملِ بالینی‌محور + جلساتِ مدیریتیِ آینده‌نگر. برای این‌که این ترکیب کار کند، چهار عنصرِ تازه اضافه شد:

⭐ چهار عنصرِ افزوده به جلسات (الف) حضور و مشارکتِ خودِ بیمار، با پشتیبانیِ پروندهٔ پزشکی و تکه‌های ویدئوییِ مراقبتِ اخیرش؛
(ب) ساخت و کاربردِ نظام‌مندِ مدل‌ها و ابزارهای مفهومیِ تازه (تقویمِ مراقبت، نقشهٔ مراقبت، توافق‌نامهٔ مراقبت)؛
(ج) بازگوییِ مکررِ چالش و مأموریتِ تاریخیِ جلسات (هماهنگیِ مراقبت از بیمارانِ مزمن با چند بیماریِ هم‌زمان)؛
(د) حضورِ بیش از یک مداخله‌گر-پژوهش‌گر که بحث می‌کنند و حتی با هم اختلاف‌نظر دارند.
⭐ خُردجهان یعنی چه؟ این جلسات خُردجهان‌ها microcosms بودند: «یک محکِ اجتماعی و نوکِ پیکانِ شکلِ فرهنگیِ پیشرفته‌ترِ در راهِ نظامِ فعالیت» (انگستروم ۱۹۸۷). خُردجهان درونِ خود را می‌کاود و ارتباطِ بازتاباننده را به بیرون پخش می‌کند تا سرانجام در کلِ اجتماعِ فعالیت حل شود.
⭐ دو نوع حاشیه‌بودگی گریز از مرکز centrifugal: عملِ حاشیه‌ای بیرون رانده می‌شود و می‌میرد. در برابرِ آن، به‌سوی مرکز centripetal: عملِ حاشیه‌ای راه باز می‌کند و به روال‌های مرکزی پخش می‌شود. تصمیمِ مدیرانِ عامل CEOs برای پذیرشِ شیوهٔ کارِ مذاکره‌ای و توافق‌نامهٔ مراقبت همچون رویّهٔ کلِ نظام، نشانهٔ توانِ به‌سوی‌مرکزِ این جلسات است.

طراحی = پیاده‌سازی = یادگیری، و مقاومت

پرِسمن و ویلداوسکی Pressman & Wildavsky در ۱۹۸۴ نشان دادند که پیاده‌سازیِ برنامه‌های پیچیدهٔ تازه خودش یک فرایندِ خلاقانهٔ طراحی و یادگیری است: «سازگاریِ متقابل mutual adaptation هم زمینه و هم محتوای آن‌چه پیاده می‌شود را تغییر می‌دهد.» پس طراحیِ گسترش‌یابنده یک فرایندِ طولی است که پیاده‌سازی و یادگیری را هم در بر می‌گیرد — و همین‌جاست که توانِ سازندهٔ مقاومت و نقاطِ عطف دیده می‌شود.

🐄 🐄 مثالِ واقعی — جدولِ ۱ و ده بیمار در جدولِ ۱ (کروسو و انگستروم Kerosuo & Engeström 2003)، ده بیمارِ پیاپی در جلساتِ آزمایشگاهِ پیاده‌سازی دنبال شدند. تقویمِ مراقبت و نقشهٔ مراقبت از همان اول به کار رفتند، اما توافق‌نامهٔ مراقبت تا بیمارِ پنجم به کار نرفت → گروهِ پایلوت در برابرِ آن مقاومت کرد. کیندرد Kindred 1999 می‌گوید مقاومت می‌تواند خاموش silent resistance هم باشد: نپذیرفتنِ توافق‌نامه در بیمارانِ ۱ و ۲ همان مقاومتِ خاموش بود. از بیمارِ ششم به بعد توافق‌نامه پذیرفته شد.
⭐ نقطهٔ عطف — بیمارِ پنجم یک پزشکِ عمومی GP یک پیش‌نویسِ توافق‌نامهٔ «خانگی» home-grown دربارهٔ پیگیریِ دیابتِ بیمار برای بیمارستان فرستاد — او از قالبِ آمادهٔ پژوهش‌گران استفاده نکرد، فقط یک کپی از پروندهٔ خودِ بیمار برداشت. غددشناسِ بیمارستان endocrinologist اولش فقط با قواعدِ رسمیِ تقسیمِ مسئولیتِ مراقبت پاسخ داد؛ اما پزشکِ عمومی یک مذاکرهٔ مشخص می‌خواست، نه قاعده را. سرانجام در جلسه، غددشناس ضرورتِ مذاکره را پذیرفت و حتی پیشنهاد داد توافقی امضا شود که بیمار بتواند آن را میانِ مراکزِ مراقبت با خود ببرد. بعد از حرفِ او، فضا عوض شد و گروهِ پایلوت شروع کرد به ساختنِ ایده‌های عملیِ تازه. → نسخهٔ «خانگی» یک سکوی پرش از مقاومت به‌سوی طراحیِ بیشتر شد.
⭐ ایدهٔ کلیدیِ امتحان مقاومت فقط یک مانع نیست — یک نیروی پویا و زایا generative است که می‌تواند یادگیری را روشن کند. آن‌چه «بیگانه» و «ناشناخته» است باید از آنِ خود شود، و این کار نیازمندِ حمله، آزمودن و به‌پرسش‌کشیدنِ امرِ تازه است.
🐰 🐰 ترفندِ حفظ — سه «نه» که در واقع «آری»اند (۱) عاملیت هماهنگ نیست (لانگ و انگستروم در برابرِ براون).
(۲) مداخله‌ها خنثی نیستند.
(۳) مقاومت فقط مانع نیست.
و یک جفتِ کوچک برای این‌که قاطی نکنی: گریز از مرکز = می‌میرد 💀 · به‌سوی مرکز = پخش می‌شود 🌱.
📖 منبعِ اصلی برای این درس: بندهای «INTERVENTION, AGENCY AND RESISTANCE» و «DESIGN, IMPLEMENTATION AND LEARNING» و جدولِ ۱ (صص ۱۴–۱۸ مقاله).

🔁 یادآوریِ سریع

روی هر کارت کلیک کن تا جواب باز شود.

یادآوری
ایرادِ انگستروم به تصویرِ براون از عاملیت چیست؟
براون عاملیت را «خیرخواهانه و هماهنگ» می‌بیند؛ ولی عاملیت در واقع محلِ نزاع است و نابرابر تقسیم می‌شود — تنش‌ها و تفاوت‌ها را نباید محو کرد.
یادآوری
فرقِ «گریز از مرکز» و «به‌سوی مرکز» چیست؟
گریز از مرکز centrifugal: عملِ حاشیه‌ای بیرون رانده می‌شود و می‌میرد. به‌سوی مرکز centripetal: راه باز می‌کند و به روالِ مرکزی پخش می‌شود.
یادآوری
در بیمارِ پنجم چه چیزی نقطهٔ عطف شد؟
یک توافق‌نامهٔ «خانگی» که پزشکِ عمومی بدون قالبِ پژوهش‌گران ساخت؛ غددشناس ضرورتِ مذاکره را پذیرفت و همین به سکوی پرش برای طراحیِ بیشتر تبدیل شد.

آزمونِ درس ۸

۱. ایرادِ اصلیِ انگستروم به «آزمایش‌های طراحیِ» براون چیست؟
۲. طبقِ نُرمن لانگ، مداخله‌ها چگونه‌اند؟
۳. کدام مورد نشانهٔ توانِ «به‌سوی مرکزِ» جلسات بود؟
۴. در نقطهٔ عطفِ بیمارِ پنجم، توافق‌نامهٔ «خانگی» چه نقشی داشت؟
🐰 🐰 آفرین، به آخرِ دوره رسیدی! ووهو! 🎉 هر هشت درس را تمام کردی و حالا کلِ استدلالِ انگستروم را می‌فهمی — از مثلثِ فعالیت تا مقاومتِ زایا. خیلی بهت افتخار می‌کنم 💗 شبِ امتحان، به‌جای خواندنِ همه‌چیز از اول، فقط برگهٔ تقلب و واژه‌نامه را یک بار آرام مرور کن؛ همه‌چیز سرِ جایش برمی‌گردد. نفسِ عمیق، اعتماد به خودت، و برو بترکون. موفق باشی! 🎉