خانهٔ دوره › درس ۵ واژه‌نامه

درس ۵ از ۸ · شکلِ نوظهورِ کار

هم‌پیکربندی 🔄

در این درس با یک شکلِ کاملاً تازهٔ کار آشنا می‌شوی که انگستروم آن را قلبِ طراحیِ گسترش‌یابنده می‌داند. اسمش co-configuration است و ستارهٔ اصلی‌اش این است: محصول هیچ‌وقت «تمام» نمی‌شود.

🐰 🐰 چرا این درس مهم است؟ «هم‌پیکربندی» واژه‌ای است که در بقیهٔ مقاله بارها برمی‌گردد، مخصوصاً در موردِ پزشکیِ درسِ بعد. اگر همین حالا شش ویژگی‌اش و تفاوتش با «هم‌تولید» را بگیری، نصفِ امتحان را جلو افتاده‌ای. 💗

هم‌پیکربندی چیست؟

Co-configuration (هم‌پیکربندی) یک نوعِ کارِ نوظهور و از نظرِ تاریخی تازه است که ویکتور و بوینتون (Victor & Boynton 1998) با شش ویژگی معرفی‌اش می‌کنند:

  1. محصولات یا خدماتِ سازگارِ «مشتری‌هوشمند» customer-intelligent — یا ترکیب‌های یکپارچهٔ محصول/خدمت.
  2. روابطِ پیوستهی تبادلِ متقابل میانِ مشتریان، تولیدکنندگان و ترکیبِ محصول/خدمت.
  3. پیکربندی و شخصی‌سازیِ مداومِ ترکیبِ محصول/خدمت در طولِ مدت‌های بسیار طولانی.
  4. مشارکت و ورودیِ فعالِ مشتری.
  5. چند تولیدکنندهٔ همکار که در شبکه‌های درون‌ یا بین‌سازمانی کار می‌کنند.
  6. یادگیریِ متقابل از دلِ تعامل‌های میانِ طرف‌ها.
🐄 🐄 مثالِ واقعی یادت هست رستورانِ فیلمِ «Playtime» از تاتی (Tati) در درسِ ۴؟ همان رستورانی که هیچ‌وقت آماده نشد و شب‌به‌شب همراهِ خودِ مهمان‌ها دوباره پیکربندی می‌شد. آن صحنه یک تصویرِ شهودیِ عالی از هم‌پیکربندی است: محصولی که با مصرف‌کننده‌اش زنده و متغیر می‌ماند.

هم‌پیکربندی بیش از محصولاتِ هوشمندِ سازگار است: «مشتری، به یک معنا، به یک شریکِ واقعیِ تولیدکننده تبدیل می‌شود» (Victor & Boynton 1998, p.199). معمولاً وابستگیِ متقابلِ میانِ چند تولیدکننده در آن هست — یک ائتلافِ راهبردی، شبکهٔ تأمین یا مشارکت — که مشترکاً یک بستهٔ پیچیدهٔ محصول‑خدمت با چرخهٔ عمرِ بسیار بلند را کنارِ هم می‌گذارند و نگه می‌دارند. نکتهٔ حیاتی: هم‌پیکربندی هیچ‌وقت به محصولِ «تمام‌شده» نمی‌رسد؛ به‌جای آن، یک شبکهٔ زنده و روبه‌رشد میانِ مشتری، محصول و شرکت شکل می‌گیرد.

⭐ گره‌کاری: مرکز پابرجا نمی‌ماند

⭐ گره‌کاری knotworking هم‌پیکربندی به «گره‌کاری» knotworking منعطف نیاز دارد: هیچ کنش‌گرِ واحدی اقتدارِ کامل و ثابت ندارد — «مرکز پابرجا نمی‌ماند» the center does not hold (Engeström, Engeström & Vähäaho 1999). یعنی رهبری و هماهنگی مدام از یک طرف به طرفِ دیگر جابه‌جا می‌شود، مثلِ گره‌ای که باز و بسته می‌شود.

تفاوتِ کلیدی: هم‌پیکربندی در برابرِ هم‌تولید

مراقب باش هم‌پیکربندی را با «هم‌تولیدِ» ریچارد نورمان (co-production, Normann 2001) اشتباه نگیری. هم‌تولیدِ نورمان سه وجه دارد: مشارکتِ مشتری («prosumption»)، همکاریِ مشتریان (اجتماع‌های مشتری)، و صورت‌بندی‌های ارزش (value constellations) یعنی همکاریِ میانِ تأمین‌کنندگان.

اما تفاوتِ اصلی دربارهٔ زمان است. نورمان بر فشرده‌سازیِ زمان تأکید می‌کند (هم‌راستا با استدلالِ پست‌مدرن دربارهٔ فشردگیِ زمان‑فضا، Harvey 1989) — یعنی فشرده‌تر چیدنِ فعالیت‌ها تا زمان آزاد شود. در مقابل، هم‌پیکربندی بر ابژه‌های تاریخاً تازه بنا شده (محصولات/خدماتِ مشتری‌هوشمند با نیمه‌عمرِ بسیار بلند که مدام باید مشترکاً بازپیکربندی شوند و هرگز «تمام» نمی‌شوند). پس اینجا افقِ زمانی باید به‌شدت گسترده شود، نه فقط فشرده.

🐰 🐰 شعارِ حفظ یک جملهٔ کوتاه که همه‌چیز را نگه می‌دارد:
هم‌تولید زمان را فشرده می‌کند، هم‌پیکربندی زمان را گسترده می‌کند.
و شش ویژگی: «هوشمند، تبادلِ دائم، پیکربندیِ بلندمدت، مشارکتِ مشتری، شبکهٔ تولیدکنندگان، یادگیریِ متقابل».

چهار بُعدِ گسترشِ ابژه

انگستروم (Engeström 2001b) می‌گوید در هم‌پیکربندی، ابژه در چهار بُعد گسترش می‌یابد:

بُعدمعنا
اجتماعی‑فضایی social-spatial دایرهٔ به‌مراتب گسترده‌تری از نظام‌های فعالیت مستقیماً در ساختنِ ابژه درگیر می‌شوند.
زمانی temporal تسلط بر تاریخِ ابژه + یک برنامهٔ بلندمدت برای تحولِ آینده‌اش + بداهه‌پردازیِ سریعِ کنشِ مشترک هنگامِ نیاز.
اخلاقی‑ایدئولوژیک moral-ideological مسئولیت و قدرت مدام میانِ مشارکت‌کنندگان بازتوزیع و بازمذاکره می‌شود.
نظام‌مند‑توسعه‌ای systemic-developmental کنش‌های به‌ظاهر منفرد و روزمره بیش‌ازپیش مسئله‌مند می‌شوند و به پیامدهای نظام‌مند و ظرفیت‌های توسعه‌ایِ خود پیوند می‌خورند.
🐰 🐰 پیش‌بینیِ درسِ ۷ این چهار بُعد را حفظ کن؛ در درسِ ۷ دقیقاً روی سه ابزارِ مراقبت (care tools) نگاشته می‌شوند. الان زحمتش را بکشی، آنجا رایگان امتیاز می‌گیری.

طراح در نقشِ مرزگستر

در هم‌پیکربندی، «محصولات» در واقع پیکربندی‌های پیچیده‌ای از آرایش‌های سازمانی، خدمات و فناوری‌اند. برای همین طراحیِ محصول + طراحیِ فرایند + طراحیِ سازمان یکپارچه می‌شوند و حتی خودِ مدیریت با زبانِ طراحی درآمیخته می‌شود (Boland). اینجا طراحانِ حرفه‌ای نقشِ راهبردیِ تازه‌ای می‌گیرند: پیشاهنگ scouts، مذاکره‌کننده negotiators و مرزگستر boundary-spanners که نظام‌های فعالیتِ پیش‌تر جدا را کنارِ هم می‌آورند.

🥕 🥕 هویجِ امتیازی (فراتر از مقاله) محصولاتِ سازگارِ «مشتری‌هوشمند» امروز همه‌جا هستند: نرم‌افزارها و خدماتی که مدام از تو یاد می‌گیرند و پیوسته به‌روزرسانی می‌شوند و هیچ‌وقت «تمام» نمی‌شوند. همین هم‌پیکربندی در زندگیِ روزمره است. اگر در امتحان جا داشت، یک مثالِ اپلیکیشنِ آشنا بزن؛ نشان می‌دهد مفهوم را زنده فهمیده‌ای.
📖 منبعِ اصلی برای این درس: بندِ «ON THE EMERGENCE OF CO-CONFIGURATION WORK» تا انتهای بحثِ ابعادِ گسترش (صص ۴–۷ مقاله).

🔁 یادآوریِ سریع

روی هر کارت کلیک کن تا جواب باز شود.

یادآوری
مهم‌ترین چیزی که هم‌پیکربندی هرگز به آن نمی‌رسد چیست؟
محصولِ «تمام‌شده»؛ به‌جایش یک شبکهٔ زنده و روبه‌رشد میانِ مشتری، محصول و شرکت شکل می‌گیرد.
یادآوری
تفاوتِ کلیدیِ هم‌پیکربندی با هم‌تولید در یک کلمه؟
زمان: هم‌تولید زمان را فشرده می‌کند، هم‌پیکربندی زمان را گسترده می‌کند.
یادآوری
«مرکز پابرجا نمی‌ماند» به کدام مفهوم اشاره دارد؟
گره‌کاری knotworking؛ هیچ کنش‌گری اقتدارِ ثابت و انحصاری ندارد.

آزمونِ درس ۵

۱. کدام مورد یکی از شش ویژگیِ هم‌پیکربندی نیست؟
۲. تفاوتِ اصلیِ هم‌پیکربندی با هم‌تولیدِ نورمان بر سرِ چیست؟
۳. عبارتِ «مرکز پابرجا نمی‌ماند» به کدام مفهوم گره خورده است؟
۴. کدام گزینه بُعدِ «زمانیِ» گسترشِ ابژه را درست توصیف می‌کند؟